کوله بار

روضه شنیدم عادی بودم

الفاتحه...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۰۳:۲۰
معتکف ...

خوب فکرکن...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۰۳:۰۹
معتکف ...

بنظرم حرم همون دله

نزار هیچ حرومی(گناهی) بره سمتش

اونوقته که میبرنت

اونوقته که شهید میبرنت...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۵ ، ۰۰:۵۱
معتکف ...

koolebaar.blogfa.com


عاشق اولین وبلاگم بودم...

مثل پدری که پس از سالها دوری، فرزندش رو میبینه ذوق کردم

یادش بخیر دورانی بود

دورانی پر از نشاط و پویایی

دوست داشتید بهش سر بزنید

گذاشتمش داخل پیوندها...

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۵ ، ۱۲:۱۷
معتکف ...

آهای آقا پسر...

قرارمون چی بود???


فراموشی? غفلت?  دنیاطلبی? عبد شیطان شدن?


امام زمان(عج) کجای این زندگیه???

چقدر وقت گذاشتی???

انصافا این بچه بچه کاریا چیه???

24 ساعت روزانت چقدرش رو اختصاص دادی به ایشون???

 آخه من چقدر باید هی تو رو بخط کنم???


دیوونم کردی 


پناه میبرم به خدا از شر خودم

از شر دون همتی

.

.

.


اللهم اجعل عوافی امورنا خیرا...

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۵ ، ۰۳:۰۸
معتکف ...



ان شاالله شرمنده شهدا و خانواده محترمشان نباشیم...

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۵ ، ۱۳:۳۱
معتکف ...


امام علی علیه السلام می فرماید: گروهی خدا را برای چشم داشت، می پرستند و این پرستش بازرگانان است. 

گروهی او را از روی ترس عبادت می کنند و این عبادت بردگان است 

و گروهی او را سپاسمندانه می پرستند و این پرستش آزادگان است»(نهج البلاغة، ص 510، حکمت 237)


به عبارت ساده تر؛ عموما عبادت ها از سوی مردم با یکی از این سه انگیزه انجام می شود:

1. گروهی از مردم عبادتشان برای این است که نافرمانی دستورات خدا نکنند؛ تا به جنهم نروند؛ 

یعنی اگر از تکالیف سر پیچی کنند؛ واجبات را انجام ندهند و محرمات را انجام دهند؛ به جهنم می روند. 

پس برای این که به جهنم نروند؛ خدا را عبادت می کنند.


2. گروهی دیگر بالاتر از این هستند؛ خدا را برای رفتن به بهشت و استفاده از نعمت های بهشتی عبادت می کنند.


3. گروهی که خدا را فقط برای خودش که شایسته عبادت است؛ عبادت می کنند؛ 

یعنی نه از روی ترس از جهنم، و نه به خاطر طمع بهشت، بلکه خدا را آن گونه شناخته اند که شایسته عبادت است. 

و عبادت پیامبران، امامان و اولیای الهی این گونه است.


بدون تشبیه، فردی به پدرش احترام می گذارد به امید رسیدن ارثیه بیشتر به او، 

دیگری به پدر احترام می گذارد از ترس محروم نشدن از ارث و 

سومی به پدر احترام می گذارد به اعتبار این که پدر شایسته احترام است و حق زیادی بر گردن فرزند دارد. 

سومین نوع برخورد با پدر، بهترین و کاملترین برخوردهاست.

هستی و تمام امکانات انسان از خداست. آیا چنین خالقی، لایق عبادت و سپاس گذاری نیست؟!

 اگر خدا را بخاطر ترس از جهنم و یا رفتن به بهشت بپرستیم؛ در اصل، منافع خودمان را لحاظ کرده ایم. 

گرچه این نوع عبادت هم مورد عنایت و مقبول شرع است؛ 

ولی بهترین نوع عبادت این است که عبادت به انگیزه های شخصی نباشد. چون خداوند لایق عبادت است، پرستش شود.


حاشیه نوشت:

بشینیم با خودمون خلوت کنیم خلوتی که اتمام حجت باشه برای همیشه، ببینیم چکاره ایم...

قرار نیست حتما جز دسته سوم باشیم اما... فکر کن بزرگوار ببین چند چندی...

 

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۰ دی ۹۵ ، ۱۲:۰۹
معتکف ...

آقا جان ما دلمان به همین نگاه هایتان خوش است

من نالایق,من بیچاره جز آبرو بردن مگر ثمری داشتم برایتان

یوسف زهرا(س) حکایت من و شما, چه چیزی جز حکایت ارباب مهربان و عزیز با نوکر دست پا چلفتی

اش میتواند داشته باشد، نوکری که از دار دنیا فقط اربابش را دارد

جوان است و نفهم

ساده لوح شده بیچاره از بس نمک خورده و نمکدان را 

دزدیده است

گناه زیاد عقل آدمش را میبرد چه برسد به ...

گناهان زیاد همچون کوه های بزرگی هستند و او مثل کوهنوردی کوه ندیده و آموزش ندیده که تلاشش را میکند ولی باز نمیتواند خودش را به قله برساند

که اگر به قله برسد میتواند به آنطرف کوه های سیاه و 

خبیث برسد و خودش را به رهایی برساند.

راه دراز است و بسیار 

فاصله ها زیاد شده عزیز مصر ما....

میدانم که میدانی اما خب بدهکار همیشه از طلبکارش فرارمیکند , اما تو که طلبکار نیستی آقاجان

تو دنبال بدهکاران کلان و ورشکسته ای چون من میگردی تا قامت شکسته از اشتباهشان را به لطف بزرگواریتان محکم و استوار کنی در راه حق...

آه .... آقا جان چقدر حرف زدن و اظهار کمک از شما میچسبد... آرامش آور است

مثل قاتل فراری که ترسیده و فرار کرده و عذاب وجدان کشنده تر از طناب دار. و هزار جوخه اعدام است برای او , که آمده خودش را معرفی کرده و الان 

به آرامش رسیده حتی اگر اعدام شود

چه بگویم که اگه نگم سنگین تر هستم


چرا و چرا و چرا


آقاجان چکارکنم

پاشم جمع کنم برم?

 چیزی مونده مگه جمع کنم?

غارت زده ام مولای من، کسی که خودش راهزن قصه خودش است و این بد است

بدی اش آنجاست که هیچ کس ضرری نمیکند 

فقط خودش است و خودش

وقتی در جایگاه متهم می ایستم، انگار کسی از آخر مجلس قهقه ای بلند میزند و میگوید باختی کوچولو

و من از سر بیچارگی نگاهی توأم با خشم بهش میکنم و سکوت پیشه میکنم...


آقای مهربان من دستم را از دامان پر مهرتان رها نکنید

آقای مهربان نوکرت فقط تو را دارد

رهایش نکنید،آخر قصه را به جان مادرتان،به جان رقیه(س), به عمویتان عباس قسم اینگونه رقم نزنید

کمکم کنید به جبر هم شده من احمق را سر به راه کنید

من از شما فقط میخواهم گناهانم را با خونم شستشو دهید.میخواهم رزق شهادت را نصیب من نالایق هم بکنید



آقای من هم ذهن یاری نمیدهد هم زمان لطفا دست یاری من بیچاره را رد نکنید


حسرت نوشت: چقدر بداست دلت پر و لبریز باشد اما نتوانی جلوی دیگران خالی اش کنی

و بدتر اینکه همدم و همراهت هم به جبر زمانه کنارت نباشد...


التماس دعای خیر شما خوبان.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ دی ۹۵ ، ۱۱:۲۲
معتکف ...



سلام به همه ی خاموش و روشن های فضای وبلاگ نویسی


چرا هیچکس نمینویسه؟؟؟؟؟!!!!!

چرا هیچکس نمینویسه؟؟؟؟؟!!!!!

چرا اینجا مثل سابق نییییییییییییییییییییییییست


بخدا وبلاگ نویسی اقلا مغر رو بکار می انداخت چهارتا مطلب میخوندیم، مینوشتیم چه وضعشه   آخه


چرا اینجا اینقدر خوبه؟؟؟


ماها تنبل شدیم یا اینقدر سرمون شلوغ شده؟؟؟


یا انقلاب شبکه های موبایلی مارو باخودش برده؟؟؟


بنظر شما وبلاگ نویسی بهتر است یا شبکه های موبایلی؟؟؟


لطفا نظرتون رو با دلیل بیان کنید.ممنون


لطفا بیشتر پیرامون معایب و مزایا صحبت بفرمائید.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۳۸
معتکف ...


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ دی ۹۵ ، ۰۶:۲۸
معتکف ...