کوله بار


هرگز نمیتونم اونجوری که حق ایشون هست راجع به شخصیتشان بنویسم،اما فقط میدونم عزت الان  من و امثال من به دست ایشون بناگذاشته شد و برای همین یک  لطفی که در حق من کردند مدیونم به ایشون و آرمانهاشون...

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۵ ، ۰۵:۳۹
معتکف ...

گیردادن به چهارتا استخووون


سرڪلاس استاد از دانشجویان پرسید:

 

این روزها #شهداے زیادے رو پیدا میڪنن و میارن ایران... 


بہ نظرتون ڪارخوبیہ؟؟


ڪیا موافقن؟؟؟ ڪیامخالف؟؟؟؟

 

اڪثر دانشجویان مخالف بودن!!!

 بعضے ها میگفتن: ڪارناپسندیہ....

نباید بیارن... 

بعضے ها میگفتن: ولمون نمیڪنن ...

گیر دادن بہ چهار تا #استخوووون... 

ملت دیوونن!!

بعضے ها میگفتن: آدم یاد بدبختیاش میفتہ!!!

 

🔴تا اینڪہ استاد درس رو شروع ڪرد ولے خبرے از برگہ هاے امتحان جلسہ ے قبل نبود! همہ سراغ برگہ ها رو مے گرفتند، ولے استاد جواب نمیداد.یڪے از دانشجویان با عصبانیت گفت:استاد برگہ هامون رو چیڪارڪردے؟؟؟ 

شما مسئول برگہ هاے مابودے؟؟؟


 استاد روے تختہ ے ڪلاس نوشت: من مسئول برگہ هاے شما هستم... استاد گفت: من برگہ هاتون رو گم ڪردم و نمیدونم ڪجا گذاشتم؟ 


همہ ے دانشجویان شاڪے شدن. 


استاد گفت: چرا برگہ هاتون رو میخواین؟ گفتند: چون واسشون زحمت ڪشیدیم، درس خوندیم، هزینہ دادیم، زمان صرف ڪردیم... .

هر چے ڪہ دانشجویان میگفتند


 استاد روے تختہ مینوشت... .

 

استاد گفت: برگہ هاے شما رو توے ڪلاس بغلے گم ڪردم هرڪے میتونہ برہ پیداشون ڪنہ؟


 یڪے از دانشجویان رفت و بعداز چند دقیقہ با برگہ ها برگشت ...


 استاد برگہ ها رو گرفت و تیڪہ تیڪہ ڪرد.❗️


صداے دانشجویان بلند شد. 


استاد گفت: الان دیگہ برگہ هاتون رو نمیخواین! چون تیڪہ تیڪہ شدن! 


دانشجویان گفتن: استاد برگہ ها رو میچسبونیم. 


برگہ ها رو بہ دانشجویان داد و گفت:شما از یڪ برگہ ڪاغذ نتونستید بگذرید و چقدر تلاش ڪردید تا پیداشون ڪردید، پس چطور توقع دارید مادرے ڪہ بچہ اش رو با دستاے خودش بزرگ ڪرد و فرستاد جنگ؛ الان منتظرہ همین چهارتا استخونش نباشہ!!؟؟

بچہ اش رو میخواد، حتے اگہ خاڪستر شدہ باشہ.


چند دقیقہ همہ جا سکوت حاکم شد

 

و همہ ازحرفے ڪہ زدہ بودن پشیمون شدن!! 


✅تنها ڪسے ڪہ موافق بود .... فرزند شهیدے بود ڪہ سالها منتظر باباش بود.


شهدا را یاد ڪنیم با عمل بہ وصیت هاشون ...


براے شادے روح شهدا صلوات


منبع: ارسالی دوستان

 

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ بهمن ۹۵ ، ۰۳:۵۳
معتکف ...

فکر کنم بهترین هدیه اولین سالگرد عقد یک زوج میتونه همزمانی سالگرد عقدشون با روز جشن ازدواج دانشجوییشون توی یک تیکه از بهشت باشه



نائب الزیاره همه در حرم امام رئوف علیه السلام هستیم

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۱۱
معتکف ...
دریافت
حجم: 3.51 مگابایت
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۵ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۴۳
معتکف ...

روضه شنیدم عادی بودم

الفاتحه...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۰۳:۲۰
معتکف ...

خوب فکرکن...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۰۳:۰۹
معتکف ...

بنظرم حرم همون دله

نزار هیچ حرومی(گناهی) بره سمتش

اونوقته که میبرنت

اونوقته که شهید میبرنت...

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۹ دی ۹۵ ، ۰۰:۵۱
معتکف ...

koolebaar.blogfa.com


عاشق اولین وبلاگم بودم...

مثل پدری که پس از سالها دوری، فرزندش رو میبینه ذوق کردم

یادش بخیر دورانی بود

دورانی پر از نشاط و پویایی

دوست داشتید بهش سر بزنید

گذاشتمش داخل پیوندها...

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ دی ۹۵ ، ۱۲:۱۷
معتکف ...

آهای آقا پسر...

قرارمون چی بود???


فراموشی? غفلت?  دنیاطلبی? عبد شیطان شدن?


امام زمان(عج) کجای این زندگیه???

چقدر وقت گذاشتی???

انصافا این بچه بچه کاریا چیه???

24 ساعت روزانت چقدرش رو اختصاص دادی به ایشون???

 آخه من چقدر باید هی تو رو بخط کنم???


دیوونم کردی 


پناه میبرم به خدا از شر خودم

از شر دون همتی

.

.

.


اللهم اجعل عوافی امورنا خیرا...

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۵ ، ۰۳:۰۸
معتکف ...



ان شاالله شرمنده شهدا و خانواده محترمشان نباشیم...

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۵ ، ۱۳:۳۱
معتکف ...